چهارشنبه، شهریور ۰۲، ۱۳۸۴

نام یحیا

بالاخره امروز که مرخصی بودم، فیلمنامه ی کوتاهم رو تموم کردم؛ خیلی نزدیک به اونیه که دوست داشتم. سر فرصت تایپش می کنم.
راستی فروغ و سهیل هم دیروز و پریروز، پرواز کردن؛ یکی به سمت کانادا و اون یکی به سمت انگلستان.
فروغ جان و سهیل عزیز، امیدوارم موفق باشید.

۴ نظر:

Sohail Siadatnejad گفت...

راستش خودم هم فکر کردم که (دیگه) رفته ام! ولی خوب هنوز که نرفته ام. خوبیش این است که فرصت دیدار دوستان فعلا باقی هست. توچال بعدی سعی می کنم بیشتر خوش بگذره.
نام یحیا؟ این اسم فیلمنامه جدیدت است؟

Naser گفت...

آره، اسم یحیا اسم فیلمنامه ام هست. خانم فرشچی - استاد فیلمنامه نویسی ام - گفت حول و حوش سی دقیقه می شه.
توچال به ما که خوش گذشت.
خوشحالم که می بینیمت

Sohail Siadatnejad گفت...

پس باید طولانی باشه. خوبه، دوست داشتم یک نگاهی به فیلمنامه ات می کردم. کارگردان هم اگر خواستی- داریم.

ممنونم از هردوتون که اومدید. (اینجا هم میشه پیغام خصوصی گذاشت؟)

Naser گفت...

ُسلام سهیل جان
من هم خیلی می خوام نظرت رو درباره اش بطونم. الیته هنوز تایپش نکردم. این دفعه روی کاغذ نوشتم نه پشت کامپیوتر.
خیلی دوست دارم سارا هم یه نگاهی بهش بندازه. راستش رو بخوای فکر نکنم خیلی خوشش بیاد هرچند که خودم خیلی دوستش دارم.
منزل خودتونه حتا برای پیغام های خصوصی.
فدای تو، ناصر