شنبه، تیر ۲۹، ۱۳۸۷

ورود طولانی داستان‌های سالینجر به ایران

خدا می‌دونه که آدم خیلی سختگیری نیستم که بگم چرا علی شیعه‌علی اسم دختره رو به فارسی لویس تاجت نوشته و امید نیک‌فرجام لوییز تَگِت یا اینکه چرا اون یکی اسم داستان رو ورود طولانی "لویس تاجت" به جامعه ترجمه کرده و این یکی گفته لوییز تَگِت قاتی آدم بزرگ‌ها می‌شود. ولی این رو کجای دلم بذارم:

آقای علی شیعه‌علی اینجوری ترجمه کرده:
در پائیز بعد از آن، والدینش فکر کردند زمان آن است که او وارد چیزی بشود که آنها به آن جامعه می‌گفتند. به همین دلیل برایش یک کار در هتل شیک پنج ستاره‌‌ی "پیر" پیدا کردند و البته منتظر شکست سخت او در این کار ماندند. لویس لباس سفید پوشید و یک گل کوچک ارکیده روی لبه‌ی یقه‌اش زد ...
ولی آقای امید نیک‌فرجام اینطور ترجمه کرده:
و پاییز که رسید پدر و مادرش فکر کردند دیگر وقتش رسیده که او واردِ – به قول خودشان – جامعه شود. پس به افتخارش مهمانی پرخرجی در هتل پی‌یر راه انداختند که به استثنای چند نفر که بد سرما خورده بودند یا بهانه آوردند که مثلا پسرشان تازگی خیلی ناخوش‌احوال بوده، بقیه‌ی آدم حسابی‌ها در آن شرکت کردند. لوییز لباس سفید پوشید، گل ارکیده به سینه زد ...

اصلا دو تا داستان دیگه شده! اگر خاطرتون باشه قبلا یه مطلبی درباره ی مجموعه‌ی یادداشت‌های شخصی یک سرباز نوشتم و نظرم رو درباره‌ی ترجمه‌ی آقای شیعه‌علی از کارهای سالینجر گفتم. درواقع می‌خواستم اینجا درباره‌ی دو مجموعه داستان از سالینجر که تازه دراومده بنویسم (خوبه این مرد سی و دو داستان بیشتر ننوشته) که صحبت کشید به اینجا. اسم یکی از این دو مجموعه‌ هست هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه که پنج تا از داستان‌هاش رو امید نیک فرجام ترجمه کرده (من قبلا فرنی و زویی سالینجر رو با ترجمه‌ی ایشون خوندم) و پنج تاش رو لیلا نصیری‌ها. اسم اون یکی مجموعه نغمه‌ی غمگین هست که پنج تا از داستان‌های اون رو امیر امجد به فارسی برگردونده و پنج تای بقیه رو هم بابک تبرایی (که با سحر ساعی داستان جنگل واژگون سالینجر رو ترجمه کردن). کتاب‌های این نویسنده توی ایران توسط چند تا انتشاراتی چاپ می‌شه ولی اونهایی رو که انتشارات نیلا بیرون می‌ده، من بیشتر خوندم و ازشون راضی بودم ؛ خدا هم از اونها راضی باشه (فقط نمی‌دونم چرا هر کدوم از کتاب‌های این نویسنده رو می‌ده به چند تا مترجم که روش کار کنند؟) به هرحال امیدوارم شما هم از خوندن این سری از داستان‌های جدیدا ترجمه شده‌ی سالینجر لذت ببرید. سعی می‌کنم درباره‌ی این داستان‌ها بیشتر بنویسم.
and the following autumn her parents thought it was time for her to come out, charge out, into what they called Society. So they gave her a five-figure, la-de-da Hotel Pierre affair, and save for a few horrible colds and Fred-hasn’t-been-well-lately’s, most of the preferred trade attended. Lois wore a white dress, and orchid corsage

۴ نظر:

علي دهقانيان گفت...

آقا بيکاريه ديگه، آدمو میکشونه به کارهای کاذب. بعدش هم طرف بخاطر انتقام هم که شده ضربه - میتونيد ب رو با ط هم عوض کنيد به دلخواه خودتون- میزنه به ادبيات ملل.

علی فتح‌اللهی گفت...

من اصل داستان رو نخوندم اما ترجمه اولی به طرز آشکاری پر از الگوهای گفتاری انگلیسی هستش یعنی کاملاً مشخصه که یه ترجمه لفظ به لفظ خیلی سطح پایینه اما دومی دست کم از این اشکال خالیه حالا نمیدونم آیا خودشم چیزی اضافه کرده یه نه. گفتم لفظ به لفظ سطح پایین؟ یادم اومد که یکی از دوستانم که زبان شناسی میخونه نظرش این بود که اتفاقا اینجوری بهتره

به هر حال مقایسه جالبی بود

nazanin گفت...

سلام
این شعر هر دو خصوصیت رو داره...

Forough گفت...

دلم به حال سلینجر سوخت وقتی ترجمه ها (مخصوصا ترجمه ی اولی ) رو خوندم. اتفاقا خیلی وقتی نیست که کتاب "ناطور دشت " رو با ترجمه ی احمد کریمی خوندم. ترجمه وقعا بدی بود و تنها سودی که داشت این بود که متقاعدم کرد که دیگه هیچ کتابی رو از نویسنده های انگلیسی زبان ، با ترجمه ی فارسی نخونم. از لینک سایت دیباچه هم ممنون.