جمعه، دی ۲۰، ۱۳۸۷

براتیگان

به لطف ناصر چند تا کتابی که دوست داشتم به دستم رسیده. دو سه تا کتاب آخری که خوندم از براتیگانه. فکر کنم بعد از سلینجر جزو نویسندگان محبوبم باشه. نگارش روان و تاثیر گذار کارهاش من رو کاملاً جذب می کنه، تا حدی که ممکنه باز همون اتفاق سلینجری در مورد کتاب هاش بیفته. یعنی اینکه من مدت ها تیکه تیکه از کتاب هاش رو اینجا بذارم و احتمالاً آخرش به جرم انتشار اینترنتی یکی از کتاب ها دستگیر شم. البته سعی می کنم از این کار پرهیز کنم. ولی خب علی الحساب یه چند خط از براتیگان داشته باشین تا ببینیم چی پیش می آد:

"مطمئن بودم که من تنها کسی بودم که او براش خواب هاش رو تعریف می کرد. فکر نمی کنم حتی برای رفیقش [دوست دخترش] هم چیزی از این خواب ها گفته بود. اگر من رفیقی داشتم به زیبایی رفیق او، حتماً براش خواب هام رو تعریف می کردم. اما شاید اصلاً به این دلیل که خواب هام زیاد جالب نبودند همچو رفیقی نداشتم."
پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد، ریچارد براتیگان، ترجمه ی حسین نوش آذر، تهران، نشر مروارید، 1387

۲ نظر:

علی فتح‌اللهی - Ali Fatolahi گفت...

جدی شاید هم اینجوری باشه

بامداد سیاه گفت...

دوست گرامیم
سلامی دوباره
مهم حدیث نفس نیست هرچند نفس هنر را بوجود می آورد اما هنر و جزیی تر ادبیات غایت تمامی آمال من است
من خود را لایق ادبیات نمی دانم تا بنویسم
هر از چند گاهی قلمی زدهام که در وبلاگم قابل مشاهده است
فدایت گردم
فعلا