یکشنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۸۷

بعد می گن چرا کتاب نمی خونی؟

"سقوط کرد؟

با تمام سنگینی بدنش که وزن مسلم آن به مقیاس اشیاء سنگین یازده سنگ و چهارده پاوند بود به گواهی دستگاه مدرج توزین ادواری مغازه ی فرانسیس فرودمان، داروساز خیابان فردریک شمالی، در آخرین عید معراج مسیح یعنی دوازدهم ماه مه سال کبیسهء یکهزار و نهصد و چهار مسیحی(سال یهودی پنجهزار و ششصد و شصت و چهار، سال هجری یکهزار و سیصد و بیست و دو) عدد طلایی5، عشرهء مسترقه 13، دورهء تناوبی خورشیدی 9، حروف مخصوص یکشنبه سی بی، دوره مالیاتی رومی 2، دورهء یولیانی 6617، MCMIV = 1904."

این یه تیکه از کتاب جیمز جویس همراه با بخش 17 «اولیس» هست که دارم می خونمش. برای ذهن من که از پرکاریِ بیهوده رنج می بره زیاد مناسب نیست، پس یواش یواش پیش می رم تا سالم بمونم. ;)

۹ نظر:

mosiomard گفت...

خوب نامرد، این چه کتابیه انتخاب می کنی آخه؟! جیمز جویس رو حرفه ای ها می خوانند.

Mehdi گفت...

متشکرم.

Sohail S. گفت...

پرکاریِ بیهوده ؟؟
چه اسمی! هاها!

این تکه از ترجمه کتاب بود یا ترجمه کردی؟

Mehdi گفت...

از ترجمه ی کتاب بود، کار من نبود.

رضا گفت...

از پیوستگی و سنگینی مکاتبت که منتجات رخوتی همچون چگالی گاه گاه نگاه در آینده های هزاران هزار بار به از خزان همیشگی افسردگار نمی توان بهتر از هیچ و همیشه ی سمندگان ره بهتر در ننوردید. البته به نظر من.

Mehdi گفت...

ممنون رضا جان. کامنتت کاملا درخور کتاب بود. از کامنتت هم مثل کتاب زیاد نفهمیدم. lol

parissa گفت...

من کاملا باهات موافقم مهدی جان. D:
چرا اینقدر به خودمون آزار برسونیم!؟

Maryam گفت...

والا فكر كنم &^ُ<ٍ،ْ،ٍ<^%#آْة،آ(@)*«‹أ‹›آإ»؛ة،إ»«*›»:'ء'ـ‹أء

موافقي؟! البته اين نظر دقيقي نيست ها!!

ناشناس گفت...

خواستنی بودن رازی ندارد. بدون اینکه در مورد دیگران قضاوت کنی به آنها نگاه کن.دنیا را همانگونه که هست ببین[گل]
سلام با امید باش[قلب]
خوشحال میشم بهم سر بزنی[قلب]
http://www.hekayat-shivana.blogfa.com