یکشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۳

امشب اینجوری بود

امشب رفته بودم زیر پتو و داشتم کتابی می خوندم به اسم زبان، منزلت و قدرت در ایران. از سمت راستم که به طرف کوچه است صدای دعوای دو نفر توی کوچه می اومد و از سمت چپم صدای گوشت کوبی مریمی توی آشپزخونه.
بامزه شده بود.

۲ نظر:

Sohail Siadatnejad گفت...

اینم یک داستان بود دیگه. اما مهم اینه که توی اون کتابه چی نوشته بود؟ درباره رابطه گوشت کوب و دعوای توی خیابون نوشته بود؟
یا شاید هم مهم این بوده که توی گوشکوب چی بوده؟ گوشکوب درباره منزلت کتاب و قدرت در ایران نبود؟

Javad گفت...

والا ناصر خان به مريمي نمياد گوشت بکوبه حتي تو ايران