دوشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۳

آخرین نوشته ی سال 83

من اومده بودم اینجا که یه صفحه ای رو براتون معرفی کنم که عکس های خیلی خشنی از بچه های خیابانی رو نشون می داد. وقتی عکس ها رو می دیدم، همه اش فحش می دادم؛ پدر سگها، پدر سگها.
ولی واقعیتش همین که صفحه ی پست جدید رو جلوی خودم دیدم، یادم افتاد که چند روز بیشتر به عید نمونده و دلم نیومد که آخرین نوشته ی امسالم درباره ی همچین مطلب دردناکی باشه. پس
سال نو همه مبارک باشه؛

عکاس: خانم یا آقای نصیری


سهیل جان! ممنون که لطف کردی و امسال نوشته هام رو به دقت خوندی؛
جواد جان! ممنون که واسه ی 80% مطالبم کامنت گذاشتی؛
مهدی جان! مرسی که همیشه تشویق می کنی؛
مهتاب جان! ممنون که سر می زنی؛
آقا حمید پسرعمه! مرسی که این چرت و پرتها رو می خونی؛
آقای نوری! امیدوارم دیگه ناراحتی ای از ما نداشته باشی؛
و میترا جان! اتفاق خیلی خوبی بودی؛

سال نو همه مبارک باشه! همه!
بایرامیز موبارک اولسون!



بعدا یه سری به سایت کودکان خیابانی ایران بزنید.

۱ نظر:

Mitra گفت...

ديگر با ديدن اينطور تصاوير تنها مات و مبهوت نگاه مي كنم بدون اينكه قادر باشم ناسزايي به زبان بياورم يا چيزي بگويم

و ممنون ناصر... كه شما هم براي من