پنجشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۳

یک ثلث اوقات سلطنت

محمد حسین خان صنیع الدوله (بعدها اعتماد السلطنه)، مترجم خاص، ندیم و همنشین، روزنامه خوان ویژه و وزیر انطباعات ناصرالدین شاه و رئیس دارالترجمه ی مخصوص سلطنتی در کتاب خاطراتش درباره ی سال هایی که ناصرالدین شاه به فکر یافتن معدن طلا در کشور افتاده بود، می نویسد:

چندی است، یعنی یکی دو سال است که مخیله ی همایونی رسوخ کرده است که چرا در کالیفورنی و ... طلا پیدا می شود و در ایران بدست نمی آید؛ این است که به حساب متجاوز از هشتاد هزار تومان به جهات مختلف و وضع های مخصوص از مخارج دو تومان الی دوهزار تومان به دفعات خرج کرده اند؛ جز اینکه اتاق ها در آبدارخانه مملو از سنگ آهکی و گچی است ... چیزی حاصل نشده.

جالب تر آنکه ظاهرا عده ای هم با استفاده از نقطه ی ضعف شاه از خارج سنگ می آوردند و مدعی می شدند که آن را در فلان کوه یافته اند. اعتمادالسلطنه در جای دیگری می نویسد:

یک ثلث اوقات سلطنت صرف ملاحظه ی سنگ های سیاه بی معنی کوه ها می شود... به اصرار می خواهند الماس از کوه دوشان تپه دربیاورند... ظرف ده سال دویست هزار تومان صرف معدن موهوم کرده اند...
پناه بر خدا از این معدن بازی که عاقبت ایران را به باد خواهد داد.

هیچ نظری موجود نیست: