جمعه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۴

زندگی در چهارشنبه ی گذشته چه بود؟

این دو مطلب پایین را در یک روز خواندم:
1. در حمل (فروردین) 1303 نیما به برادرش می نویسد:
از من می پرسی زندگانی چیست؟ انسان هم مثل سایر حیوانات در به کار انداختن خاصیت خود زنده است و انسان، زندگانی او مخصوص به خود اوست...
تنها کار است که مرا به خود مشغول می دارد... آن را دیگر هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند از دست من بگیرد. کار با من حرف می زند. من از او می پرسم آیا به آن سرحدی که می خواهم رسیده ای؟
2. نامه ای از چخوف به همسرش، الگا لئوناردونا کنیپر، می نویسد:
تو سوال کرده ای که زندگی چیست؟ این درست مثل این است که بپرسی هویج چیست؟ هویج، هویج است، هیچ چیز دیگری نیست.

پردرد کوهستان (زندگی و هنر نیما یوشیج)، سیروس طاهباز، انتشارات زریاب، چاپ دوم 1376
روزنامه ی شرق، 26 بهمن 1384، نامه های یک مرد خوشبخت، ناهید کاشیچی (باقرزاده)
     

۵ نظر:

علی فتح‌اللهی گفت...

سلام

درسته هیچ چیزی مثل زندگی عادی نیست. فکر کنم فروغ فرخزاد زندگی رو در جایی به کوچه درازی تشبیه کرده که زنی هر روز با زنبیل از آن می گذرد. این خیلی خوبه اما خوب اگه تبدیل به روزمرگی بشه یه درده البته برای خواص.

از طرف دیگه این مطالبت منو به یاد رنجهای نیما انداخت. همیشه سرگذشت این آدم منو به یاد غم و تنهای میندازه. نمیدونم میدونستی یا نه که خواهرش هم تو تنهایی تو یه آسایشگاه تو همین تهران زندگی میکنه. البته نمیدونم هنوز هست یا نه؟

موفق باشی

Mehdi گفت...

نمیدونم چرا این هویج بودن زندگی هیچ جوری به خورد من نمیره.نمی تونم بیخیالش شم.
راستش من اصلا هویج دوست ندارم

علی فتح‌اللهی گفت...

سلام مهدی

جهت اطلاعت باید بگم که زندگی به هویج تشبیه نشده بلکه چیستی زندگی به چیستی هویج تشبیه شده. اگه بازم به خوردت نمیره احتمالا مشکل از دستگاه گوارشته. ببخشید. شوخی کردم

Mehdi گفت...

علی جان
من مطلب رو کاملا گرفتم. منظورم اینه که اینکه زندگی زندگیه و هیچ چیز دیگه ای نیست رو نمیتونم باهاش کنار بیام.
اینکه هویج! = زندگی! رو دوست ندارم هم کاش مشکل گوارشی بود و به همون جا ختم میشد.!!

علی فتح‌اللهی گفت...

سلام مهدی جان

راستش شایدم یه جورایی درست بگی. البته این خیلی وابسته به اینه که چه تعریفی از اینکه زندگی فقط زندگیه داشته باشی. به هر حال موضو.ع پیچیده ای به نظر می رسه. شایدم یه جورای از جنس مسائل بازگشتی باشه