یکشنبه، تیر ۲۵، ۱۳۸۵

كمتريد يا بيشتر؟

تازگي كتاب مونته ديديو، كوه خدا نوشته اري د لوكا با ترجمه مهدي سحابي رو خوندم. يه داستان بسيار روان و ساده و گاهي هم دلنشين!
"چقدر مهم است كه آدم [اينجا] دونفري باشد، يعني دختر و پسر يا زن و مرد. [اينجا] آدم تك از يك نفر هم كمترست."
اين جمله ايه از زبان قهرمان داستان كه يك پسر تازه بالغ و تازه عاشق هست. برام جالب بود. آيا اين حس و نظري يه كه همه در اثر عاشقيت(!) پيدا ميكنند( يا مثلا اول اين حس رو پيدا مي كند كه احتمالا نتيجه اش عاشقيت ميشه) يا حتي جدا عاشقيت هم نسبت به خودشون همچين نظري دارند يا نه؟
من كه دقيقا حس برعكسي دارم. يعني وقتي تنهام و تكم احساس مي كنم از يك نفر بيشترم و وقتي...

هیچ نظری موجود نیست: