دوشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۶

وصف الحال

شما را به ياد مي آورم در حالي که بهترين سخن شما "اي کاش" بود؛ اي کاش در زمان و مکاني بوديم که به "اي کاش" نياز نبود.

ترجمه ي شعري از شيخ يوسف بن حسين تبريزي

مکتب عرفاني تبريز، کاظم محمدي وايقاني، انتشارات نجم کبري، چاپ دوم، 1385

۶ نظر:

parissa گفت...

بر عکس زمان و مکان ما که از صبح تا شب با ای کاش میگذرونیم!

زیرمتن گفت...

اه دو ساعت چرت و پرت نوشتم این بلاگر همه رو پروند.

mohammad jafarpoor گفت...

همچی تقصیر خودتم هستا.
فقط می یای ایراد فنی می گیری.
آقا ما واسه نوشتن کارت نمی زنیم ها :))
ییهو دیدی چشمه ی ما خشکید
فقط به تشویق های شما زنده ایم.
بعد نگی نگفتی
خلاصه همه تون بیاید نقد کنید دیگه
بگین از کجای وبلاگ بدتون میاد ببرمش بندازم دور

زیرمتن گفت...

آخ جون این یکی هم پابلیش شد
اه اسممو چرا فاش کرد لعنتی
آقا من کامنت قبلی نیستما
این محمد جعفر پور نامرده
هی کامنت اسپم می ذاره

علی دهقانيان گفت...

و ما همچنان دوره میکنیم

شب را

و روز را

هنوز را .

علی فتح‌اللهی گفت...

آقا این بزرگوار این حرف رو تو چه سالی زده؟ از زمانش جلوتر نبوده؟