سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۶

ری را

از صبح تا حالا می خوام این مطلب رو پست کنم این بلاگر لعنتی راه نمی ده. یه بار هم مطلب رو کامل پروند. پس مختصر و مفید و سریع اینکه، ری را نام آشناییه برای همه ی کسایی که علاقه ای به ادبیات ایران دارند. ری را نام یک شعر معروف نیماست که در منطقه ی شمال ایران نامیه برایِ دختران. به تازگی آلبوم ِ بسیار زیبایی با این نام به دستم رسیده(با تشکر از پریسا البته) که این مدت زیاد بهش گوش می دم. در یه جستجوی ساده فهمیدم که آقای خسرو شکیبایی یه کاست با این نام خونده که البته این آلبومی که من دارم مسلماً(بخوانید خوشبختانه)صدای ایشون نیست و آلبومی است کار آقای سهیل نفیسی که نشر هرمس اون رو منتشر کرده. توضیحات ِ لازم رو از سایت هنر و موسیقی می آرم:
"گزیده ای از اشعار شعرای معاصر ایران، با کنترباس و آکاردئون نواخته می شوند. آلبوم "ری را" که با نام یکی از اشعار نیما یوشیج ، شاعر معاصر ایرانی نامگذاری شده، به اجرای موسیقایی گزیده ای از اشعار شعرای معاصر ایران اختصاص پیدا کرده است. ازجمله این اشعار می توان به آثاری از احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، نیما یوشیج، منوچهر آتشی و ابراهیم منصفی اشاره کرد. آهنگسازی این اثر را آهنگساز جوان ایرانی "سهیل نفیسی" به عهده دارد. فضای این اثر که با سازهای "آکاردئون" و "کنترباس" ساخته شده است، فضایی بسیار آرام و نوستالژیک است. در بخش هایی تکنوازی سازهای مختلف و در بخش هایی دیگر همنوازی آنها گنجانده شده است. بخش های دیگر این اثر با تکنوازی ساز گیتار اجرا شده و آوازی که سهیل نفیسی روی آن اجرا کرده است."

و البته شعر ِ ری را تقدیم به علی فتح اللهی:

ری را

« ری را»...صدا می آید امشب
از پشت « کاچ» که بند آب
برق سیاه تابش تصویری از خراب
در چشم می کشاند.
گویا کسی است که می خواند...

اما صدای آدمی این نیست.
با نظم هوش ربایی من
آوازهای آدمیان را شنیده ام
در گردش شبانی سنگین؛
زاندوه های من
سنگین تر.
و آوازهای آدمیان را یکسر
من دارم از بر.

یکشب درون قایق دلتنگ
خواندند آنچنان؛
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب
می بینم.

ری را. ری را...
دارد هوا که بخواند.
درین شب سیا.
او نیست با خودش،
او رفته با صدایش اما
خواندن نمی تواند.
---
پ.ن: ببخشید که زیاد هم مختصر نشد.

۱۳ نظر:

علی دهقانيان گفت...

یاد داداش علی فتح الهی افتادم: زیرا زیرا بیا بریم...البته اگه خود علی یادش باشه که کی برامون تعریف کرده

parissa گفت...

در راستای تقدیم آثارهنری دیگران از کیسه خلیفه به دوستان منم
شبانه مرا تو بی سببی نیستی شاملو رو به خودم تقدیم می کنم.

زیرمتن گفت...

استاد راستش من زیاد با صدای و کلاً این آلبومه و اینا حال نکردم. برعکس تعریفایی که ازش شنیدم و تبلیغاتی که بر و بکس تو نت ازش شد
به من که نچسبید

آم ما : آما مگه خسرو شکیبایی چشه؟ هان

این آدم هم خوب شعر رو می فهمه و هم خوب لحن شعر رو در می یاره
همون خوانش شعرهای سهراب و فروغ رو می گم

خود این دو تا که صد سالم نمی تونستن شعراشونو این فنتی بخونن.
آره داش

خلاصه این که شما اصن فیلم دختر دایی گُم شده رو دیدی ؟

همین استاد ناصر خودش شاهده

ناصر جان شما دکتری؟

زیرمتن گفت...

آقا جدیداً یکی میاد تو وبلاگا قبل از من کامنتای زرد می زاره. من همین جا تکذیب می کنم بعضی از قسمت های جلفش رو

Mehdi گفت...

محمد جان
بابا طبیعیه دیگه. تو حال نمی کنی طبیعیه دیگه. بابا شما خفنی. این چیزا جوابتو نمی دن. ما قاطی ِ این آدم معمولیاییم.
درباره ی آقای دکتر شکیبایی هم چیزی گفتی؟

Mehdi گفت...

پریسای عزیز
تو هم می تونی کل ِ شعر های شاملو رو به خودت تقدیم کنی. به نظر ِ من که لیاتشو داری.
مواظب خودت باش. می بینمت.

Mehdi گفت...

علی جون
منم از لحظه ای که این اسم رو شنیدم یاد علی فتح اللهی می افتم به خاطر تعریفی که کرد.

parissa گفت...

من همون لیات شعرهای شاملو رو دارم

علی فتح‌اللهی گفت...

آقا ممنون کلی ذوق کردم از بس تو و ناصر حال میدید به ما این روزا. راستی به خاطر همون خاطره اینو به ما تقدیم کردی؟ در ضمن من با نظر محمد راجع به خسرو شکیبایی موافقم

علی دهقانيان گفت...

بابا حالا شما هم گير نده پريسا خانوم مهدی احساساتی شده يه حرفی زده. در بعضی گزارشات اومده کسايی که احساسات بچه های مردمو به سخره ميگيرند سنگ ميشن ها

Mehdi گفت...

بازم سلام به همگی.
این چهارمین باره که این کامنت رو می نویسم و این بلاگر پستش نمی کنه، پس دوستان ببخشید بابت تاخیر.
علی جان فتح اللهی
راستش آره. این خاطره ی تو برای ما ماندگار شده و من که خیلی خوشم می آید ازش.
گفتی که با محمد موافقی. در مورد خسرو شکیبایی بگم که من کاست های (شعر خوانیش و غیره) رو نشنیدم و نخواستم بشنوم. می دونی چرا؟ یادتونه یه دوره ای خر تو خر شده بود(نه که حالا نیست)هنرپیشه ها، فوتبالیست ها کاست می دادند بیرون یا خواننده ها بازی می کردند و یه سری محصول ِ عوام پسند بیرون اومد. دید ِ من نسبت به شعر خوانی ِ شکیبایی یه چیزی تو همین مایه هاست و البته این ربطی به بازیگری یا کارهای دیگه ی شکیبایی نداره.

مريم گفت...

حالا كه همه اينجا رو كامنت بارون كردن گفتم من هم يه كامنت بذارم: اول اينكه ممنون مهدي جان از اينكه باعث شدي اين شعر قشنگ رو دوباره اينجا بخونيم و دوم اينكه من هم با نظر زيرمتن و علي درباره ي خسرو شكيبايي موافقم. البته خوانش شعرهاي فروغ رو نشنيدم ولي سهراب رو چرا

Mehdi گفت...

آقایان و خانمهای بسیار محترم
تسلیم.
در اولین فرصت تمام اشعار خوانی های شکیبایی رو دوست خواهم داشت.;)