یکشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۶

پرستوها

وقتی کف دستم عرق می کند، می فهمم که گرمش شده. دستم را که باز می کنم، خودش را به خواب می زند. یعنی که باید نازش را بکشم. نازکشیدن شان با آدم ها فرق می کند. بین پرستوها ، فوت کردن یعنی ناز کشیدن. ولی دوست ندارند که زیاد نازشان را بکشی. اگر دوبار پشت ِ سر ِ هم نازکشی کنی، یعنی یک شوخی خیلی بد. آن قدر بد که وقتی پرسیدم، حتی خجالت می کشید بگوید.
فقط گفت:"یه بار در میون نازمو بکش."
با انگشت آرام می زنم کف دستم. چشمش را باز نمی کند. خیلی ملایم فوتش می کنم. یواشکی نگاه می کند و بعد یک دفعه غش غش می خندد. به خیال خودش به من کلک زده. این کار بین پرستوها یک شوخی خیلی خیلی بامزه است.

ها کردن، پیمان هوشمندزاده، نشر چشمه، چاپ سوم، 1386

هیچ نظری موجود نیست: