جمعه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۴

فلسفه ي هنر معاصر

ون گوگ در نامه اي مي نويسد:

"ديگر تصويري از اندرون با مرداني که کتاب مي خوانند و زناني که بافندگي مي کنند، نقاشي نکنيد! بايد از انسان هاي زنده اي نقاشی کنيد که نفس مي کشند، احساس مي کنند، رنج مي برند و عشق مي ورزند. من مجموعه اي از اين گونه تصاوير خواهم کشيد تا مردم مجبور شوند عنصر مقدس آنها را بشناسند و خود را در برابر آن سر برهنه کنند، چنان که گويي در کليسايند."

فلسفه ي هنر معاصر (The Philosophy of Modern Art - 1969)، هربرت ريد، ترجمه ي محمد تقي فرامرزي، انتشارات نگاه با همکاري نشر بامشاد، چاپ اول 1362

۱ نظر:

Sohail Siadatnejad گفت...

ناصر جان نظرت چیست:

هرچه پیش میرود، رنج های و ملال های بشریِ بیشتری وارد عرصه بیان هنری می شوند.

یک بار، که حس بدی داشتم، فکر کردم شاید هنر، در سوی کلی پیشرفت خود، می خواهد زبان هنری ای بیابد، برای چیزهایی که قبل از آن بیش از حد منفی یا بیش از حد درونی بوده اند. و در نتیجه، غیر قابل نقل، غیر قابل توصیف، بیمزه ویا حتی تابو بوده اند.

بدین ترتیب در تاریخ هنر، به رنج های جدیدی که بشر به آنها آگاه می شود، زیبایی(شناسی) هنری نسبت داده می شود و قابل تحملتر می شوند. بدین ترتیب بشر می تواند با وجود اینکه آگاهی بیشتری به ضعف ها و رنج ها و بیهودگی هایش پیدا می کند، عزت بشری خود را نیز حفظ کند و توانایی معنا دادن به زندگیش یا درک لذت زندگی پیدا کند.



انگار سوی کلی، رو به تکامل "بیان" هر چیزی است که بشر در "زندگی" با آن سروکار دارد. به تدریج، زبان هنری قوی تر می شود.

مثلا در هنر مدرن، رنج ها و ملال های "مدرن" جدیدی، روش بیان پیدا کردند. مثال دیگر، سورئالیسم است که سعی کرد روش بیان برای درونیات به اصطلاح "ناخودآگاه" پیدا کند.

یک فکر دیگرم این بود که همه اینها برای این است که مردم نمونه هایی برای بیان حس های روزمره خود داشته باشند و حالت نفس خود را از زبان هنرمندان بشنوند تا بتوانند با یکدیگر یا حتی در گفتار درونی خود واضح تر حرف بزنند. یا خاطره ها و رفرنس هایی داشته باشند برای اینکه زمینه و کانتکست گفتار روزمره شان را تامین کند...

آیا جهت کلی هنر این است؟ آیا نمیتوان بدین وسیله سوی حرکات آینده هنری را تخمین زد؟
این از سویی بیش از حد کلی است، (چون زبان را هم دربر میگیرد) و از سویی، برای انواع هنر جهانشمول نیست. مثلا هنر آبستره ربطی به این خزعبلات ندارد. همچنین، فقط درباره حس های منفی گفته شد.

هنوز نمیدانم هنر چیست.
(بدیهیست)