دوشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۶

شاعر نمك نشناس

"تشویقش کردم آن ها[شعرهایش] را بدهد چاپ کنند. نه، فکر نمی کرد بتواند این کار را بکند. هنوز نه؛ شاید هم هرگز. شعرهایش خیلی غیر غربی، خیلی لوتوسی* بودند. گفت احساس می کند یک خرده توهین آمیزند. هنوز تصمیمش را نگرفته بود که این بی حرمتی از کجا می آید، اما گاهی احساس می کرد آن شعرها طوری اند که انگار به دست یک آدم نمک نشناس نوشته شده اند، کسی که دارد به محیط خودش و نزدیکانش پشت می کند. گفت غذایش را از یخچالهای بزرگ ما برمی دارد، اتومبیل های ِ هشت سیلندر ما را سوار می شود، مریض که می شود فی الفور سراغ داروهای ما می رود، و خیالش جمع است که ارتش آمریکا در مقابل آلمان ِهیتلری از پدر و مادر و خواهرهایش دفاع می کند، آن وقت هیچ چیز، حتی یک کلمه از شعرهایش بیانگر این واقعیات نیست. یک جای کار حسابی می لنگید."
* lotus : حالتی در یوگا با عنوان حالت نیلوفری، و در اساطیر یونان کنایه از فراموشی و بی غمی

برگرفته از داستان سیمور:پیشگفتار، جی.دی.سلینجر، ترجمه ی امید نیک فرجام، ققنوس، 1382

۱ نظر:

علي دهقانيان گفت...

مطلبت عالی بود. فکر ميکنم داريم به يه ديدگاه صحيحتر نزديک ميشيم.