شنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۷

آتام

آتام ساتیجی ایدی.
ال اراباسینین اوستونده
قوون دیلیم لری
آیین دیلیمینه بنزردی
قارپوز دیلیم لری
اوره‌ک پارچاسینا
اتامین
ال اراباسی
بیر آخیملی بوستان ایدی
شهرین کوچه ‌لرینده

ترجمه به فارسی:
پدرم
پدرم فروشنده بود.
روی گاری دستی
قاچ‌های خربزه
به هلال ماه می‌مانست
قاچ‌های هندوانه
به شرحه‌های دل.
گاری دستی پدرم
به بستان روانی می‌مانست
در کوچه‌های شهر.


جاماکا، تورکی شعرلر (اشعار ترکی)، رسول یونان، نشر امرود، چاپ اول 1387

۶ نظر:

علی فتح‌اللهی - Ali Fatolahi گفت...

خیلی زیبا بود با یک ترجمه دلنشین

رضا گفت...

خیلی عالی بود، مرسی

parissa گفت...

بسيار زيبا

ناصر گفت...

سلام علی جان
به نظر من هم شعر خیلی قشنگیه. فقط می ترسیدم که توی ترجمه خرابش کنم. به هر حال خوشحالم که خوشتون اومده

Alex's Blog گفت...

خوب بودن شعر که شکی نیست اما مهم واسه من احساسی بود که بعد از خواندنش (البته ترکی)به من دست داد. یه جور احساس بغض ، و حتی بیشتر از اون.
اما یه چیز جالبتر اینکه همین الان که دارم کامنت مینویسم بابام بهم زنگ زد :)

nazanin گفت...

زیبا بود