یکشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۴

تریسترام شاندی

از رمان تریسترام شاندی نوشته ي لارنس استرن اغلب به عنوان اثری که به غیر از تاریخ نوشته شدنش (1767) دارای تمام ویژگی های یک اثر پست مدرن است یاد می شود. این رمان ژانرهایی چون موعظه، نامه نگاری و قصه را در برمی گیرد و ژانر موزیکال و دیگر ژانرهای غیرزبانی را وارد ماجرا می کند (ادبیات پست مدرن، تدوین و ترجمه ي پیام یزدانجو، نشر مرکز، ویرایش دوم، 1381).
میلان کوندرا درباره ي این رمان می گوید:
اغلب می شنوم که می گویند کفگیر رمان به ته دیگ خورده است. برداشت من عکس این است. رمان در طول تاریخ چهارصد ساله اش هنوز بسیاری از امکانات خود را به دست نیاورده، بسیاری از فرصت های بزرگ را کشف نکرده، بسیاری از راهها را به دست فراموشی سپرده و نداها را ناشنوده گذاشته است.
تریسترام شاندی یک رمان بازی است. استرن روزهای جنینی و تولد قهرمانش را به تفصیل شرح و بسط می دهد، فقط برای اینکه او را بیشرمانه و تقریبا در همان لحظه ای که پا به دنیا می گذارد، برای همیشه ترک کند؛ او سر به سر خواننده اش می گذارد و با جملات معترضه و بیراهه زدن های بیشمار راهش را گم می کند؛ او اپیزودی را شروع می کند و هرگز آن را به پایان نمی رساند؛ تقدیم نامه و پیشگفتار را وسط کتاب می آورد.
خلاصه اینکه: استرن ساخت داستان خود را بر مبنای اصل وحدت عمل که به عنوان موضوع عادی و جاری ذاتی طرح رمان تلقی شده است، قرار نمی دهد.

ژاک و اربابش، میلان کوندرا، ترجمه ي فروغ پور یاوری، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، چاپ سوم، 1381

هیچ نظری موجود نیست: