جمعه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۴

حسینای من

سرمای زمستان او را در برگرفته است.
مردی دارد می میرد، شاید چند ثانیه ی پیش مرده است.
علامت تعجب هم نمی خواهد.
این چه زبانی ست که در آن مرد با مردن همریشه اند.

هیچ نظری موجود نیست: