سه‌شنبه، مهر ۰۹، ۱۳۸۷

عید

اینجا امروز عیده.
با این هوای نیمه ابری و بارونی، حال و هوای مردم و شلوغی بازار و خرید هاشون یاد روزهای آخر اسفند می افتم تو ایران که همیشه خیلی دوست داشتم.
از صبح صدای پای بچه ها مدام توی راه پله می پیچه که مدام با خنده و سر وصدا بالا و پایین می رن.
پرده رو یه کم کنار می زنم تا صدای بارون و هوای خیس رو ببینم و بشنوم. به دود سیگارم خیره می شم و حس خوبی دارم.

دوباره سلام.

۴ نظر:

علی فتح‌اللهی گفت...

سلام

ناصر گفت...

سلام

مريم گفت...

سلام
خوشحالم كه دوباره برگشتي.

محمدوووو از زیرمتن گفت...

چاکر و مخلصیم