پنجشنبه، مهر ۲۸، ۱۳۸۴

اتاق پر از حلاج

کرامتی درباره ي حلاج روایت شده که به نظرم سوررئال ترین کرامتی ست که شنیده ام. یکی از زندانبان های حلاج تعریف می کند که وقتی با سینی غذا که سفارش کرده اند هر روز برایش ببرم نزد حلاج رفتم، دیدم که او به تنهایی اتاق را پر کرده است.
این منظره نگهبان را مات و مبهوت کرده بود و از ترس سینی را از دست رها کرده و دوان دوان از اتاق بیرون رفته بود.

۱ نظر:

Javad گفت...

ناصر مگه تا حالا اتاق پر از یکی ندیدی مثلا اتاق پر از علی دهقانیان