پنجشنبه، مهر ۲۸، ۱۳۸۴

فیلی برایت حاضر می کنم

هفته ي گذشته مشغول خواندن کتاب چهار متن از زندگی حلاج، نوشته ی لویی ماسینیون – نویسنده ای که بیشتر به عنوان استادِ مرحوم دکتر شریعتی معروف است - بودم. کتاب را قاسم میرآخوری ترجمه (و تدوین) کرده است. آقای میرآخوری کتاب دیگری نیز با نام مجموعه آثار حلاج ترجمه و تدوین کرده است. ناشر هر دو کتاب انتشارات یادآوران است. کتابِ چهار متن درواقع عبارت است از چهار روایت اصلی و اریجینال درباره ي زندگی و سلوک حلاج. حین خواندن کتاب قسمت هایی را که برایم جالب بود، نشانه گذاری کردم و با اجازه ي شما می خواهم چند مطلب بعدی ام درباره ي آنها باشد؛ پس منبع این سری مطالبم درباره ي حلاج همان کتابی ست که گفتم. چطوره از این یکی شروع کنیم که وقتی خواندمش کلی خندیدم:

علی بن حسین فارسی گوید از ابابکر بن سعدان شنیدم:
حسین پسر منصور به من گفت: اگر به من ایمان بیاوری، پرنده ای برایت حاضر می کنم و اگر فضله ي آن را به قدر یک دانه بر روی یک من سرب بگذاری به طلا بدل خواهد شد!
من (ابابکر بن سعدان) به او گفتم: تو اگر به من ایمان داشته باشی، فیلی برایت حاضر می کنم که اگر بر پشت بخوابد، پاهایش به آسمان خواهد خورد و اگر بخواهی آن را پنهان کنی، من آن را در یکی از چشمانت نهان خواهم کرد.
او از این گفته ي من مات و مبهوت شد و ساکت گشت.

۴ نظر:

ناشناس گفت...

سلام ، اين پستاي آخري خيلي جالب بودن، ممنون. ،انگاري قدم مهدي خيلي خوبه ها:)
مهتاب

ناشناس گفت...

سلام ، اين پستاي آخري خيلي جالب بودن ، نكنه از قدم مهديه:) ؟
ممنون ،مهتاب

Javad گفت...

ناصر رو آب بخندی

Naser گفت...

من نبودم که خندیدم که حالا بخواد رو آب باشه یا رو یخ :(
سلام جواد جان، مرسی از سرزدنت و این همه کامنتت بخصوص روی یادداشت هایی که من خیلی دوست شان داشم

فدای روی ماه تو