پنجشنبه، مهر ۲۸، ۱۳۸۴

همین عبارت را بنویس

حامد، وزیر خلیفه، حکم قتل حلاج را به این ترتیب از قاضی ابوعمر گرفت که در یکی از جلسات دادگاه یکی از رسائل حلاج را آوردند و خواندند؛ وقتی تمام شد، قاضی رو به حلاج گفت: این مطلب را از کجا گرفته ای؟
حسین گفت: از کتاب اخلاص حسن بصری.
ابوعمر گفت: ای که خونت مباح باد (یا حلال الدم)، دروغ می گویی. ما کتاب اخلاص حسن بصری را خوانده ایم، یک کلمه از آنچه می گویی، در آن نیست.
و وقتی ابوعمر عبارت یا حلال الدم را بر زبان می راند، حامد به گفت: این عبارت را بنویس و در حالیکه ابوعمر سرگرم اتمام عبارت خود خطاب به حلاج بود، حامد بار دیگر گفت: آنچه گفتی بنویس. ابوعمر از نوشتن خودداری می کرد و موضوع صحبت را به جایی دیگر می کشانید. حامد با شدت سخن خود را تکرار کرد و دوات را پیش ابوعمر برد و او را دعوت کرد تا ورقه کاغذی بردارد و این عبارت را بنویسد. ولی ابوعمر امتناع می کرد، سرانجام در برابر اصرار حامد نتوانست مقاومت کند. اعضای حاضر دادگاه هم پس از او امضا کردند.

۲ نظر:

Javad گفت...

از این حکم ها خیلی داشتیم بیچاره قاضی که بیحساب حرف در وکنه بعدشم هیچ جوری از زیرش در نمیره, بدبخت مقتول که بعد عمری با یه عبارت سرشو می برن بالای دار,ساده لوح من که چه بی سیاستم

saman گفت...

سلام اقای قاسمی.خسته نباشید.من دانشجوی رشته ی ادبیات داستانی تهران هستم .با اجازه وبلاگ شما را جزو لینکهای خودم کردم.
.جهت ارائه ی هر چه بهتر داستان.ممنون.
اگر لطف کنید و مرا یاری نمایید متشکر میشوم.
سامان.