شنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۸۵

شیوه ی از رده خارج

و بخش بزرگی از ادبیات مدرن از میان پاره های کمابیش ارزشمند این آرزو گذر کرده است: یک زبان ادبی که از نظر طبیعی بودن به پای زبانهای اجتماعی برسد... ولی این تصاویر هرقدر هم که موفق باشند، هرگز چیزی نیستند جز بازسازی و گونه ای فضاسازی در چهارچوب گزارش های بلندِ نوشتاری یکسره قراردادی.

درجه ی صفر نوشتار،رولان بارت، ترجمه ی شیرین دخت دقیقیان، انتشارات هرمس، چاپ اول، 1378

دوستانم می دانند که این آرزوی کهنه هنوز هم هدف من است؛ نوشتن قطعه ای به زبانی کاملا طبیعی منتها هنرمندانه. اخیرا دارم فکر می کنم روی متنی که قرار است نوشته ی یک درویش نعمتی و از اهالی تبریز در حدود 100 سال پیش باشد.

۲ نظر:

فروغ گفت...

ایده ی خیلی خیلی جالبیه امیدوارم که به زودی مطلبش رو بخونم

علی فتح‌اللهی گفت...

اگر هم خودت نتونی حتما تجربه ای ایجاد خواهی کرد که آیندگان بتونن از اون استفاده کنن اما در ضمن خودتم حتما حواست هست که از سرمایه گذشتگان غافل نشی اگرچه ممکنه مستقیما این هدف تو رو دنبال نکرده باشه

ایشالا که موفق میشی