سه‌شنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۶

چند خبر بعد از چند روز

چند روز شیراز بودم و چند روز هم اینترنت نداشتم. چند تا از جشنواره ها (مثل جایزه ی ادبی گلشیری در تهران، جشنواره ی داستان های ایرانی در مشهد، جشنواره ی سرزمین مادری ما در اصفهان و جشنواره ی قصه گویی در شیراز) حول و حوش شب یلدا نتیجه شون رو اعلام کرده اند. به همین خاطر چند خبر سوخته دارم و یکی دو مطلب دیگه:
1- داستان رضا در مسابقه ی داستان های ایرانی سوم شد (درواقع این خبر به علت تنبلی رضا در خبر دادن به بقیه احتمالا خیلی هم سوخته نیست). اگه کم حرفی رو هنوز نخوندید، همین حالا این کار رو بکنید. رضاجان خیلی خیلی تبریک می گم و امیدوارم این جایزه باعث بشه که نوشتن رو جدی تر بگیری و به زودی کارهای خوب دیگه ای از تو بخونیم. درضمن بد نیست یه مطلبی با چند تا عکس بذاری ببینم اونجا چه خبر بوده. اسم سایر برنده ها را در خبرگزاری مهر و مطلب یوسف علیخانی را درباره ی مراسم اختتامیه در جام جم آنلاین می توانید بخوانید.
2- برندگان هفتیمن دوره ی جایزه ی گلشیری اعلام شدند:
رمان
در بخش رمان سالمرگی نوشته ی دکتر اصغر الهی (نشر چشمه) به عنوان بهترین رمان سال 85 برگزیده شد. در بخش رمان اول نیز عقرب روی پله‌های اندیمشک یا از این قطار خون می چکه قربان! نوشته ی حسین مرتضائیان‌آبکنار (نشر نی) به عنوان بهترین رمان اول انتخاب شد.
مجموعه داستان
مجموعه داستان عسگرگریز نوشته ی محمدآصف سلطان‌زاده (انتشارات آگه) به عنوان بهترین مجموعه داستان کوتاه اعلام گردید و زندگی مطابق خواستـه ی‏ تو پیش می‌رود به قلم امیرحسین خورشیدفر (نشر مرکز) عنوان بهترین مجموعه داستان اول را به خود اختصاص داد.
امیدوارم همانطور که مطلبی درباره ی زندگی مطابق خواستـه ی‏ تو پیش می‌رود نوشتم، بتونم به زودی درباره ی دیگر آثار برگزیده ی این جایزه ی ادبی معتبر نیز مطالبی بنویسم. انتخاب کتاب امیرحسین خورشیدفر، علی رغم انتقاداتش از سبک داستان نویسی مکتب گلشیری، نکته ی قابل تاملی ست و نشان می دهد که به برخی ایراداتی که به سبک و سیاق داوری این جشنواره می گیرند، نباید چندان بها داد.
3- آقای علی شیعه علی، مترجم یادداشت های شخصی یک سرباز، لطف کرده اند و برای مطلبی که درباره ی این کتاب و ترجمه اش نوشته بودم، کامنت گذاشته اند:
"سلام
فکر می کنم وقت زیادی رو برای گشتن اینترنت گذاشتید و تمام زندگی منو درآوردید. خیلی جالبه. اما می خوام چندتا توضیح کوچیک بدم.
درسته. متاسفانه چندین و چند غلط املایی توی کتاب وجود داره که بدجوری توی ذوق می زنه. علت اینه که کار بدجوری عجله ای شد (شما که از نحوه چاپ و انتشار و البته گرفتن مجوز تو کشورمون اطلاع دارید.) اما بهتون قول می دم این غلط های تایپی رو توی چاپ دوم نبینید (و البته امیدوارم. تمام تلاشم رو کردم.) ان شاءالله تا چند هفته دیگه چاپ دوم این کتاب رو بت ویرایش جدید می بینید. اما جلد دوم رو هم قراره ویرایش و نمونه خوانی و غلط گیری حسابی بشه. راستی میشه به من بگید چند درصد نویسنده ها و مترجم های ایران رشته شون با کارشون مرتبطه؟
مترجم این کتاب یک دانشجوی الهیات عاشق ادبیات و مخصوصا سلینجره. همین.
برای نقد منصفانه و خوبتون ممنونم"
من هم از ایشان ممنونم و خوشحالم که نقدم را منصفانه می دانند. بی صبرانه منتظر انتشار جلد دوم مجموعه داستان های کوتاه سالینجر با ترجمه ی ایشان هستم.
4- یکی دو نفر از دوستان (مثل محمدرضا بهرامی عزیز و محمد رودگلیِ گل) از پیشنهاد من (مبنی بر شرکت در مسابقه ی داستانک های فارسی و انتشار آنها در یک جایی مثل همین وبلاگ) خوششان آمده. خوب من هم یک آدم بی جنبه! قضیه را جدی می گیرم و از همه ی دوستان خواهش می کنم که داستانک هایشان را برای انتشار در این وبلاگ برای من بفرستند (naser.farzinfar at gmail dot com). و در ضمن سعی می کنم چند نمونه از این تیپ داستان های کوتاه را به همراه نوشته هایی درباره اصول و قواعد این سبک نوشتار توی وبلاگ بگذارم.

۴ نظر:

علی فتح‌اللهی گفت...

آره فکر خوبیه شاید منم یکی نوشتم اما همونطور که خودتم گفتی بهتره یه کمی راهنماییمون کنی

Mohammadreza گفت...

ممنونم ناصر خان :)

ناشناس گفت...

salam

nazanin doroodi hastam

matalebe mofid va jalebi dar weblogetoon mikhonan az jomle etelaate be rooz va darbare salinger nevisande mahboobe man

merci

pappamania گفت...

ای ول لاه
آقا من درخواست یک پست جداگانه جهت دادن لینک دارم
و این که هر کی داستانک داد تو وبلاگش نگذاره اول و به پست شما که داستانک اون جاست لینک بده و
آخ جون چه بازی و مسابقه ای
باید حسابی تحریک مون کنی :))

آقا این کدهای فوتوبلاگ ها رو می شه به من هم بدین که تو سایدبارم بگذارم یا نمی شه؟ ;)