یکشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۶

یه هایکو

نمایشگاه کتاب که بودم، یه مجموعه ی هایکو دیدم به ترجمه ی نیکی کریمی. چند تا از هایکوها رو خوندم. همین یکی یادم مونده:

شبنم صبحگاهی
به هیچ کار دنیا نمی آید.

۱ نظر:

مهدی گفت...

خیلی قشنگه. نمی دونم شما هم این کار رو می کنید یا نه. وقتی خیلی از این دنیا خسته می شم می گم ببین چه غروب قشنگی، چه مهتابی، چه ... همین چیزهای دنیا واسه ی زندگی کافی نیست؟ بعد جواب می دم نه که نیست تو سرش بخوره دنیا . این ها هم شد زندگی.