شنبه، آذر ۲۱، ۱۳۸۳

آوای جهیدن غوک و چند هایکوی دیگر




دیروز با مریمی رفتیم کتابفروشی هاشمی و چند کتاب گرفتم از جمله کتاب "آوای جهیدن غوک" که مجموعه ای از شعرهای ژاپنی است و زویا پیرزاد - از روی ترجمه ی انگلیسی - به فارسی برگردانده است. پیرزاد را که لابد می شناسید با رمان زیبای "چراغ ها را من ..." و رمان "عادت می کنیم" که همین چند ماه پیش درآمد. ظاهرا توی ایران هم عده ای هایکو گفته اند از جمله عباس کیارستمی که عزیزُم است. عده ای از هایکوهایی که من خیلی پسندیدم، اینها هستند:


گلی به زمین افتاده
به شاخه بازگشت:
وه! یک پروانه!


این هایکو و این یکی که پایین می نویسم، زیباترین هایکوهایی هستند که توی عمرم شنیده ام:


برکه یی کهن –
آوای جهیدن غوکی در آب.



این یکی را هم دریابید!


کنار جاده،
آنجا که می جوشد چشمه های روشن،
در سایه ی بیدها گفتم: "لختی چند" و
نرفته ام هنوز


چند هایکوی دیگر ...

۱ نظر:

Mitra گفت...

فوق العاده بودند و چقدر زيبا