پنجشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۸۳

یک رباعی شفابخش


رباعی از جمله قالب هایی بود که اوایل چندان جدی گرفته نمی شد. اگه دقت هم بکنین می بینین که اکثر رباعی ها به لحاظ معنایی معنایی ساده و سرراست دارند؛ ولی بعضی از رباعی ها هم بوده که به نظر خیلی پیچیده و غامض می رسیده و به همین خاطر مورد توجه خیلی از ادبا قرار گرفته. جالب ترین مثال از این نوع، رباعی ای هست از ابوسعید ابی الخیر که به خاطر کلمه ی اولش به "رباعیه ی حورائیه" معروف شده. این رباعی رو ابوسعید وقتی که یکی از رفقاش (بوصالح مُقری) مریض شده بوده، نوشته و واسه اش فرستاده:

حورا به نظاره ی نگارم صف زد
رضوان به عجب بماند، کف بر کف زد
یک خال سیاه بران رخ مِطرَف زد
اَبدال ز بیم چنگ در مصحف زد

(مطرف یعنی ردا)

این رباعی در سده های بعد مورد توجه خیلی از عرفای سرشناس قرار گرفت بطوریکه واسه ی همین چهار مصرع دوازده شرح کوتاه شناخته شده پیدا شده (مثلا شاه نعمت الله ولی خودش چهار شرح جداگانه واسه ی این رباعی نوشته). جالبه که این عرفا برای این شعر خاصیت شفابخشی قائل بودند و اون رو یه نوشته ی جادویی می دونستن. این هم یه تفسیر زیبا از عبیدالله احرار از ارکان فرقه ی نقشبندیه:

"خواندن این رباعی بر سر بیمار دلیل است بر آنکه در این رباعی چیزی هست که سبب سرور محبان است و آن آنست که این رباعی یاددهنده است آن حالی را که ارواح محبان را در آن حال به صد هزار ذوق و شوق رجوع به حق سبحانه خواهد بود".

۱ نظر:

ناشناس گفت...

متن خوبیه . در کنار مطرح کردن مسائل کلاسیک ادبی , سبک نوشتن همچنان به سبک رایج وبلاگ نویسی مقید مونده.