جمعه، دی ۱۱، ۱۳۸۳

حاملگی توی شصت و پنج سالگی

دیشب اخبار یه زن شصت و پنج ساله رو نشون داد که حامله شده بود به روش مصنوعی و چند ماه بعد قراره یه دوقلو بزاد. دوربین رفته بود جلو و شکم برآمده ی زن رو نشون می داد. باید می دیدین به خدا دستهای زن رو (دوست ندارم بگم پیرزن) که چطوری جلوی شکمش داشتن با انگشتای همدیگه با یه شرم دخترانه بازی می کردن و باید می دیدین نگاه روبه پایین این زن رو که چه محجوب و خجالتی شده بود. گفتم " آخی! نازی، نازی". یادم نمی یاد که این صوت رو قبلا برای چیز دیگه ای استفاده کرده باشم (مثلا با دیدن یه بچه گربه ی ملوس). مریمی گفت "چی چی رو نازی". به نظر مریم یارو به خاطر خودخواهیش زندگی دو تا بچه ی بی گناه رو توی مخاطره انداخته ولی من نمی تونستم اون بازی انگشتها و اون نگاه رو ببینم و نگم "آخی! نازی، نازی" بخصوص که زنه یه رومانیایی بود.

هیچ نظری موجود نیست: